گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

«تفضلی: تک‌زبانی موسیقی‌ را‌ به‌ محاق‌ می‌برد» (۵)

محمدرضا تفضلی

شما در ابتدای کارتان آثاری در رادیو خلق کردید که در دسته‌بندی موسیقی ملی ما جای می‌گیرد ولی پس از آن دور دیگر آثاری در این فضا از شما شنیده نشد. اصولا نگاه‌تان به مقوله موسیقی ارکسترال ملی چیست؟
نوشتن کارهایم در رادیو مربوط به اواسط دهه ۷۰ بود که خوب عملا برخلاف امروز عرصه‌های ارائه آثار آهنگسازی برای جوانان خیلی گسترده نبود. الان حتی اگر ارکسترهای دولتی کار آهنگسازان جوان را اجرا نکنند، حداقل می‌شود گفت که به دلیل پیشرفت هم نوازندگی و هم آهنگسازی آکادمیک در ۲۰ سال اخیر بسترهایی وجود دارد برای این‌که مثلا آثار مجلسی یا آثار پیانویی آهنگسازان جوان اجرا شوند. ضمن این‌که در آن ‌زمان خود پدیده آهنگسازی هم مثل الان حداقل به شکل آکادمیک آن، جا نیفتاده بود. همین بس که هنوز رشته آهنگسازی نیز در دانشگاه‌ها تأسیس نشده بود و تنها مدرک کارشناسی موسیقی اعطا می‌شد.

در آن‌ زمان معدود استادانی بودند که تدریس آهنگسازی می‌کردند. یکی از بسترهایی که برای ارائه کار فراهم بود، رادیو بود که خب چارچوب‌های خیلی خاصی هم داشت. دارم درباره زمانی صحبت می‌کنم که مثلا در صدا و سیمای آن زمان، موسیقی پاپ جوان‌پسند مطرح شده بود یا به هر حال موسیقی‌هایی که مناسب رسانه بودند. یکی از بسترهایی هم که می‌شد کار کرد، ساختن تصنیف‌های ایرانی بود.

بد نیست اشاره کنم که مدت کوتاهی یک انجمن در رادیو شروع به کار کرد به نام انجمن آهنگسازان جوان که این امکان را فراهم می‌کرد که کارهای خاص‌تر را در آن ارائه دهند که چند تا کار ارکستری و پیانویی هم من درآن‌جا ضبط کردم. با این توضیح به آن بخش پرسش شما که نگاهم به آثار ارکسترال ملی چیست، پاسخ بدهم، به هر حال این هم یک شکل و گرایش از موسیقی ایران است که طیف‌های متنوعی دارد.

چند سال قبل در سال ۱۴۰۱ به همت دکتر بابک خضرایی یک پنل با نام‌ «سایه روشن ارکستر ملی» برگزار شد با شرکت موسیقی‌دانانی از جمله آقایان حسین علیزاده، محمدرضا فیاض، هومان اسعدی، فرشاد توکلی، آروین صداقت‌کیش، کورش متین، فردین خلعتبری، علی‌اکبر قربانی، کارن کیهانی و مانی جعفرزاده که من هم کنار دوستان یک سخنرانی داشتم.

در آنجا عرض کردم که اگر بخواهیم سه طیف و جریان عمده از آن نوع موسیقی‌ای که ارکستری و با الهام از موسیقی ایرانی هستند ولی برای مخاطب گسترده‌تر ایرانی ساخته شده‌اند، نام ببریم اتفاقا این سه طیف با نام سه ارکستر شناخته می‌شوند؛ ارکستر گل‌ها به رهبری روح‌الله خالقی، ارکستر صبا به رهبری حسین دهلوی که هر دو ارکستر انشعاب متفاوتی از مکتب علینقی وزیری هستند و در نهایت ارکستر فارابی به رهبری مرتضی حنانه که پدیده جدیدی است که میراث هر کدام از این ارکسترها در طول زمان به آهنگسازان نسل‌های بعد می‌رسد. میراث ارکستر گل‌ها به فرهاد فخرالدینی، میراث ارکستر صبا به هوشنگ کامکار و کامبیز روشن‌روان و میراث ارکستر فارابی به محمدرضا درویشی. این نوع نگاه‌ها به موسیقی ارکسترال ملی چه اولویت آهنگسازی ما باشد چه خیر، به هر حال بخشی از تاریخ موسیقی و خاطرات‌ ما را تشکیل می‌دهند.

متشکرم در پایان با توجه به این‌که شما در فضایی آموزشی هنری با دانشجویان ارتباط دارید، چه توصیه‌ای برای هنرجویان و به ویژه دانشجویان آهنگسازی نسل جدید دارید؟
دوست دارم به جای توصیه، که لحنی آمرانه دارد دوستانه و مشفقانه پیشنهاد کنم که با تمام معضلات و کاستی‌ها و دردها و رنج‌هایی که هست، ایران‌شان را دوست بدارند. اگر هم‌ فرصت داشتند تاریخ را نه از فضای مجازی و فقط رسانه‌ها که از کتب و منابع مکتوب فرا بگیرند، این روی آثار و رویکردشان هم موثر است و در باب موسیقی هم خوشبختانه ایران خاک حاصل‌خیزی دارد. هرکس می‌تواند با انتخاب مصالح بکر بنای مطلوب خود را بسازد.
روزنامه اعتماد (۱۷ شهریور ۱۴۰۵)

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است